
روزهای معمولی... امروز اولین روز دورکاری کار کردنم بعد از دو ماه و نیم کار حضوریه. البته ماه اولم دور کار بودم یعنی سر مجموع سه ماهی هست که اینجا مشغولم. صبح بعد از یک روز وقت تلف کردن به معنای واقعی کلمه که به آن نیاز داشتم بیدار شدم.اول از همه رفتم سراغ لپتاپ تا تدارکات دورکاری امروز را مهیا کنم. تمام اطلاعات کاربری شرکت رو روی سیستم ست کردم. گفتم تدارکات! خب باید با خودم صادق باشم، به هرحال برای منی که ادعا داشتم فریلنسری یعنی یک تصمیم صد در صد درست و بی خطا، هنوز هم گاهی رگههای...
ادامه مطلب